مگر جان بولتون منافع ملی ایران را تعیین می‌کند؟

اکنون با بررسی چند توافقي که به بيرون درز کرده است، آشکار مي شود؛ ما نه توافقي در زمينه تغيير ساختار سازمان ملل ديده‌ايم و نه قرار است در اين زمينه گروه‌هاي کارشناسي و مديران کل به مذاکره بنشيند و آنچه ما ديده‌ايم، تحويل 80% اورانيوم ايران و سفر بدون برنامه‌ريزي و ضرب الاجلي آقاي البرادعي به ايران و بازديد سرزده از تجهيزات کارخانه غني‌سازي فردو ايران در قم بود.

 

 

تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۶
در حالی که صدا و سیما و برخی از رسانه‌های داخلی، تنها به دلیل مخالفت‌های گسترده نومحافظه‌کاران آمریکایی با مذاکرات ایران با گروه 1+5 و ایالات متحده، مذاکرات ایرانی را باعث خوش‌وقتی و پیروزی ایران می‌دانند، تحلیلی واقع گرایانه به ما می گوید که ارزیابی این موضوع از پیچیدگی های بیشتری برخوردار است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، یک کارشناس مسائل سیاسی و امور بین‌الملل با تأکید بر موضوع بالا گفت: صدا و سیمای ایران و برخی دیگر از رسانه‌های ایرانی، برای محکوم کردن طرف مقابل ایران، با انتشار سخنان نومحافظه‌کاران آمریکایی همچون جان بولتون، قصد تخطئه منتقدان داخلی را داشته و به گونه‌ای این سخنان امثال جان بولتون را نشر داده و تحلیل می‌کنند که گویی این وی و دوستانش هستند که منافع ملی ایران را تعریف کرده و حدود و ثغور آن را تشخیص می‌دهند.

این در حالی‌ است که اگر این افراد با موضوعی موافقت کنند، منافع ملی ایران در تضاد با این تیپ از نومحافظه‌کاران آمریکایی است.

این کارشناس مسائل سیاسی با انتقاد از چنین شیوه تحلیل مسائل بین‌المللی مرتبط با منافع ملی کشورمان در رسانه‌های داخلی افزود: آيا منافع ملي ايران در قالب سخنان جان بولتون تعريف مي‌شود يا در راستای عملکرد و اهداف و اقدامات خودمان قابل ارزيابي است؟ در مقاطع ديگري هم شاهد اینگونه تحلیل‌ها بوده‌ایم، به ویژه در مورد اقدامات دکتر احمدي نژاد.
در سفرهاي آقاي احمدي‌نژاد به نيويورک، هنگامی که وی در دانشگاه کلمبيا سخنرانی مي‌کرد آقاي بولتون و نومحافظه‌کاران ايراد مي‌گرفتند که چرا به آقاي احمدي نژاد فرصت سخنراني در دانشگاه کلمبيا داده شده است؛ خارج از اينکه آيا سخنان او در دانشگاه کلمبيا برای منافع ملي ايرانيان بوده است يا نه؛ اما به واسطه سخنان امثال بولتون،با این نوع خبر رسانی و تحلیل از سوی برخی رسانه های داخلی و در راس آن صدا و سیما سعی می شود همه برنامه های آقاي احمدي نژاد در آمریکا جنبه کاملا درست به خود‌گرفته و از هرگونه انتقاد نيز از مبرا دانسته می شود.
وی در ادامه با اشاره به سفر دکتر جلیلی به ژنو و موفقیت‌های ایران در استفاده از یک دیپلماسی نرم و منطقی و آگاهانه، ادامه داد: اکنون نوبت آقاي جليلي است و چون بولتون و امثال او، کلا مخالف مذاکره اتمي آمریکا با ايران هستند و مذاکرات آمریکا با ايران را در موضوعاتي مانند حقوق بشر و قضايي بيشتر مي‌پسندند، عملا با هر گونه مذاکرات و توافق هسته اي با ايران مخالف هستند، نه اينکه آنها مخالف اين موضوع باشند که در مذاکرات هسته اي آمریکا با ايران، ايران چه کسب کرده و آمریکا چه از دست داده است، چرا که اگر براي آنها، فقط این موضوع مهم بود، محتويات و توافقات مذاکرات را احصا مي‌کردند و بعد مي‌گفتند آمریکا در مذاکرات با اين چه داده و چه گرفته است.

این کارشناس مسائل سیاسی و بین الملل در پایان خاطرنشان کرد: حال پرسش این است که آیا وظيفه راهبردی برخی رسانه هاي ايراني این است که منافع ملي کشور را با سخنان نومحافظه‌کاران تعريف نمايند يا مفاد و قراردادي که در حين مذاکرات ايران و گروه 5+1 در ژنو را ـ که منجر به توافقات ژنو شده است ـ ارزيابي کنند؟

يک هفته پس از اين توافقات، اکنون با بررسی چند توافقي که به بيرون درز کرده است، آشکار مي شود؛ ما نه توافقي در زمينه تغيير ساختار سازمان ملل ديده‌ايم و نه قرار است در اين زمينه گروه‌هاي کارشناسي و مديران کل به مذاکره بنشيند و آنچه ما ديده‌ايم، تحويل 80% اورانيوم ايران و سفر بدون برنامه‌ريزي و ضرب الاجلي آقاي البرادعي به ايران و بازديد سرزده از تجهيزات کارخانه غني‌سازي فردو ايران در قم بود.

اما آنچه تا کنون رخ داده، تعريف و تمجيد يکجانبه از سوي رسانه هاي ايراني در پيروزي ايران است، بدون هیچ گونه تحلیل منطقی. با این حال این پرسش مطرح است، اينکه ایالات متحده آمریکا بخواهد با ما سر يک ميز بنشيند، پيروزي به شمار می‌رود يا کسب امتيازات واقعي در مذاکرات و رد بدل‌هاي سياسي و گرفتن امتيازات اقتصادي، فني و سياسي برای کشورمان؟!